تبليغاتX
شرقی ترین ستاره
به آسمان تك ستاره ها خوش آمديد....

پنج شنبه شب یکی از بی نقص ترین سناریو های هالیوودی رو در غالب فیلم دجاوو دیدم......

معرکه بود.....بسیار لذت بردم.....برای همین امروز به هیچ عنوان اینجا داستان فیلم رو تعریف نمیکنم تا برین پیداش کنید ببینید و ازش لذت ببرید.........فقط همین قدر اشاره میکنم که شکستن سد زمان و از میان برداشتن اون و بودن در گذشته و حال و آینده در یک آن داره به یکی از دغدغه های بشر امروز مبدل میشه............

دجاوو محصول ۲۰۰۶ است با کارگردانی یکی از کارگردانان محبوب من یعنی Tony Scott .از این کارگردان انگلیسی میتونم فیلمهای زیادی رو نام ببرم از جمله فیلمهای به یاد موندنی :

1986-Domino-2005 **Man on fire-2004 **Spy Game-2001 **True Romance-1993 **Top Gun

سناریوی فیلم مشترکاْ توسط Bill Marsilii و Terry Rossio نوشته شده که تازه وقتی فیلم رو برای بار دوم میبینید احساس میکنید چقدر بی نقص و کم نظیر به جزییات پرداخته و هیچ چیزی رو از قلم ننداخته.

و اما بازیگران:Denzel Washington که کمتر کسی میتونه منکر قدرت بازیگری این بازیگر ۵۳ ساله آمریکایی بشه.....محشره ......توی سکانسهای مختلف تمام احساسشو توی چشماش میشه دید.

تجربه کار با تونی اسکات رو توی Man on fire داشته و قطعاْ این تجربه راضی کننده بوده که دوباره تکرار شده.....

Paula Patton که بازیگر تازه کاریه و من فقط فیلم (2005)Hitch رو ازش دیدم که راضی کننده بود.و بازی در این فیلم مقابل ستاره ای به نام دنزل واشنگتون هم نمیتونست بازی ضعیفی از آب در بیاد!

Val Kilmer .Bruce Greenwood ۰Adam Goldberg.Jim Caviezel از دیگر هنرپیشه گان فیلم بودن که بازیشون برای شما شناخته شدست........




لینک ثابت نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت10:31 توسط ..:: شرقیترین ستاره ::..

یک اتفاق عجیبی داره برای این وبلاگ میفته و اونم اینکه داره به فیلمایی اختصاص پیدا میکنه که بر اساس زندگی  واقعی اشخاص و بیوگرافی اونا ساخته شدن (شاید چون من عاشق این هستم که بدونم چیزی رو که دارم میبینم و باهاش حال میکنم روزی اتفاق افتاده!)

امروز بعد از ۱ هفته برگشتم و خیلی اتفاقی یاد جیا افتادم که ۳ یا ۴ سال پیش وقتی اولین بار دیدمش چنان تحت تاثیر واقعیت موجود در این فیلم قرار گرفتم که بلافاصله بلند شدم و سراغ گوگل رفتم و اسم Gia Carangi رو اونجا سرچ کردم تا چهره واقعی این سوپر مدل ایتالیایی ایرلندی رو ببینم ......

فیلم جیا با بازی خوب و تاثیر گذار Angelina Jolie و به کارگردانی Michael Cristofer امریکایی در سال ۱۹۹۸ ساخته شد......که داستان زندگی کوتاه و پر از سختی جیا بود.........

جیا در ۱۹۶۰ در فیلادلفیا به دنیا اومد و از اواخر ۱۹۷۰ تا اوایل ۱۹۸۰ یعنی دردهه سوم عمر خودش یک مدل فشن بسیار معروف بود که خیلی از کمپانی های بزرگ آرزوی کار کردن با اون رو داشتن ولی متاسفانه زندگی روی خوشی بهش نشون نداد و اون در سن ۲۶ سالگی در سال ۱۹۸۶ وقتی که به مواد مخدر به شدت اعتیاد داشت بر اثر ابتلا به بیماری ایدز از این دنیا رفت.........

به گفته کارگردان فیلم سعی داشته اثری باشه بدون تحریف از زندگی پر از درد و رنج Gia Marie Carangi که نقل قولهاییست از مادرش و دوستان محدودش..........فیلم زیبا و پر از احساس ساخته شده و صد در صد شما رو تحت تاثیر قرار میده.آنجلینا جولی هم با توجه به تجربه شخصیش تمام سعیشو کرده تا بازی درخشانی رو ارائه بده..........

کلی گشتم تا بین عکساش اینو انتخاب کردم توی سایتهای مختلف تبلیغاتی هنوز میشه کلی از عکسهاشو پیدا کرد......

و بعدشم که پوستر فیلم




لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت11:20 توسط ..:: شرقیترین ستاره ::..

چند وقت پیش یکی دوستان خواسته بود در مورد فیلم Shine ساخته شده به سال ۱۹۹۶ با کارگردانی Scott Hicks مطالبی بنویسم که چون از امروز تاشنبه آینده نیستم این پست رو تقدیم میکنم به اون دوست و همه اونایی که از کارای کلاسیک و درام لذت میبرن......

اول از همه باید بگم اگه از موسیقی لذت میبرین یا بالاتر از اون دستی تو نوازندگی دارین این فیلم رو ببینید چون با تک تک لحظاتش زندگی میکنید ولی در غیر این صورت ممکن این فیلم ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه ای کمی به نظرتون خسته کننده باشه........

داستان فیلم داستانی واقعی از زندگی دیوید هلفگات نابغه پیانیسته که در ۱۹۴۷ در استرالیا به دنیا اومد زیر نظر پدری که تمام زندگیش به عشق به خانوادش محدود میشد عشقی افراطی که ۱ جور جنون به نظر میرسید.بر عکس زندگی دیوید که در موسیقی خلاصه میشد.....

درخشش داستان اوج و فرود و دوباره اوج گرفتن یک زندگیه .زندگی که بوسیله یک عشق رو به نابودی میره و بوسیله یک عشق دیگه دوباره از نو ساخته میشه......

Geoffrey Rush هنرپیشه توانای استرالیایی در این فیلم یک شاهکاره و چنان بازی درخشانی ارائه میده که در ۱۹۹۷ اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول رو از آکادمی آواردز به خاطر بازی در این فیلم میگره......

موسیقی در این فیلم جزو لاینفک داستانه و نوای پیانو چنان ببینده رو در جاهای مختلف محو خودش میکنه که ممکنه بعضی سکانسا از دست بره!

نمیتونم تشریح کنم که بازی ها چقدر درخشان و قوی است Noah Taylor بازیگر انگلیسی(نقش دیود در جوانی)۲ سکانس فوق العاده در فیلم داره که شاهکاره و همینطور Armin Mueller-Stahl در نقش پدر دیوید که به خوبی و با تمام وجود در سکانسهای مختلف فیلم احساسش رو در صورتش میشه دید.

قبل از اینکه مثل همیشه پوستر فیلم رو براتون بزارم عکس David Helfgottو Gillian Murray زنی که با عشق خودش تونست یک آدم روان پریش و در عین حال نابغه رو دوباره به زندگی برگردونه و باهاش ازدواج کنه میزارم تا بعد از دیدن فیلم تصور دقیقی از قهرمانهای داستان داشته باشین....

و این هم پوستر فیلم با عکس هنرپیشه های شاهکارش ......




لینک ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت12:34 توسط ..:: شرقیترین ستاره ::..

سلام

برای اینکه از جشنواره کن هم مطالبی داشته باشم میخوام امروز این پست رو اختصاص بدم به فیلم پرسپولیس ساخته خانم مرجان ساتراپی که جایزه ویژه هیات داوران جشنواره کن در سال ۲۰۰۷رو به خودش اختصاص داد .......و همچنین نامزدی اسکار رو در سال ۲۰۰۸ میلادی، که هر چند این جایزه بهش تعلق نگرفت ولی بعد از دیدن این کارتون برای من یکی باعث افتخار بود که انیمیشن مرجان هم کاندید این مراسم بوده.........

کارتون پرسپولیس کارتون بسیار جالبیه که به صورت سیاه و سفید  تهیه شده و در ایران نقد های زیادی رو در حاشیه خودش داشته که از اون جمله در یک سایت رسمی اومده بود:

(معاونت سینمایی طی نامه‌ای به رایزن فرهنگی دولت فرانسه در ایران، اعتراض رسمی خود به نمایش فیلم ضد ایرانی «پرسپولیس» در كن را اعلام كرد: این فیلم ضد ایرانی سعی کرده تا انقلاب اسلامی و رژیم بر آمده از آن را رویدادی تلخ وسیاه در تاریخ ایران معرفی كند كه مردم ایران را به مردمی افسرده، دل شكسته و چند شخصیتی تبدیل كرده است.)

گفتنی است که مرجانه ساتراپی با رد این ادعای مقامات جمهوری اسلامی، فیلم پرسپولیس را فیلمی كاملاْ بیطرفانه خوانده و در مراسم اهدای جوایز کن جایزه خود را به مردم ایران تقدیم کرد......{نقل از سایت شخصی خودش}

مطمئنم که شما هم بعد از دیدن این کار به بی طرفی راوی داستان رای خواهید داد و به ابله هایی که حماقت خودشون رو با بیان این دست حرفها نشون میدن خواهید خندید.........!

مرجانه ساتراپی (متولد ۱۳۴۸ در رشت) و بزرگ شده شهر تهران نویسنده و انیماتور داستان‌های مصور است. شهرت اون بیشتر به خاطر رشته داستانهای مصور پرسپولیس است که جلد اولش در سال ۲۰۰۰ به زبان فرانسه چاپ شد. این داستانها درباره زندگی شخصی اوست قبل از مهاجرت به فرانسه .....

رشته کتابهای پرسپولیس شامل چهارکتاب است که بیش از یک میلیون نسخه از اونها به فروش رسیده است.

  دوست دارم ۳ مورد رو هم من درباره فیلم اضافه کنم:

اول اینکه این فیلم خاطرات شخصیه و دیگه برداشت آزاد از نوشته های مثلاْ هردوت نیست که دست بردن توی تاریخ باشه و یک ۳۰۰ دوم ......

دوم اینکه مرجان به هر حال یک ایرانیه هر چند که الان فرانسه زندگی میکنه ولی سالهای پیش توی وطنش زندگی کرده ......

سوم اینکه میگن همیشه حقیقت یه جورایی تلخه................! و یک ماه اخیر هم اتفاقاتی که توی کوچه خیابونا افتاده شاهد این مدعاست ........

و در ادامه مطلب هم براتون عکس یک صفحه از کتاب رو گذاشتم که دیدنش جالبه عکس زیادی بزرگ شد مجبور شدم در ادامه بیارمش که زندگیمو به هم نریزه!......

۸۶/۰۳/۰۹***لازمه امروز ۱ توضیح اضافه کنم:(۲-۳ تا از دوستان توی ایرکاتم و ایمیلم چیزی برام درباره این پست نوشته بودن که منو بسیار متعجب کرد.به عناوین مختلف نوشته بودن از منی که از ۳۰۰ انتقاد کرده بودم همچین پستی بعیده.!!!!!)

عجیبه دوستان عزیز چطور شما فیلمی مثل ۳۰۰ رو با این انیمیشن مقایسه میکنید؟

لازم به توضیح نیست و همه به خوبی میدونیم که اون فیلم تاریخی رو روایت میکنه که هرگز وجود نداشته و هیچوقت اتفاق نیفتاده و توهینیست به من ایرانی که نه خیلی خوب ولی از تمدن مملکتم خبر دارم ........ ولی این انیمیشن خاطرات دختریه که توی برحه ای از زمان همینجا زندگی کرده ،شاهد این وقایع بوده......نتنها اون که ما هم بودیم ......تک تک ما خاطرات مختلفی از زندگیمون داریم ولی نمیتونیم منکر اوضاع و احوال دورو برمون باشیم......

البته منم متاسفم که همیشه تو جشنواره های مختلف اگه فیلمهای ایرانی جوایزی دریافت کردن حکایت بدبختی و بیچارگی خودشون رو نشون دادن و موضوع دیگه ای برای ارائه نداشتن ولی در حال حاضر چاره چیه............!؟

این انیمیشن بسیار زیبا و جذاب طراحی شده بود.از نظر هنری جایی برای اظهار نظر من نمی زاره چون چنان ظریف نقاشی شده بود که کمتر احساس کردم نقاشی می بینم ولی نکته ای که می خوام دربارش بنویسم از نظر اصل داستان و روح ماجراست که کمتر داستانی رو سراغ دارم که اینطور روایت صادقانه و بدون غلوی رو در ۲ برحه زمانی از نظر تاریخی حکایت کرده باشه ،مرجان بسیار صادقانه از تاریخ ایران در قبل و بعد از انقلاب صحبت می کنه ، از ماجراهای قبل و بعد از انقلاب طرفداری نمی کنه، اون راوی خاطراتشه بدون جانبداری و همین اصله که بیننده ایرانی رو تحت تاثیر قرار می ده و براش چنان آشناست که انگار خاطرات خودش رو مرور میکنه..............

 


ادامه مطلب



لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت16:3 توسط ..:: شرقیترین ستاره ::..

خوب مراسم اسکار سال ۱۹۹۶ رو به یاد دارم..... زمانی که بیمار انگلیسی نامزد دریافت ۱۲ اسکار از آکادمی آوارد شد و بعد از پایان مراسم ۹ تا از اونهارو گرفت من خیلی متعجب بودم از اینکه با وجود همه تعریفهایی که از Ralph Fiennes به خاطر ایفای نقش در این فیلم شده بود اسکار بهش تعلق نگرفت......!

و چند سال بعد وقتی خودم فیلم رو دیدم خیلی ناراحت تر شدم از اینکه جایزه اسکار رو بهش ندادن!

من فیلمهای زیادی از این هنریشه خوب انگلیسی ۴۵ ساله دیدم که بیمار انگلیسی بهترین اونهاست....

Anthony Minghella کارگردان کم کار یا بهتر بگم گزیده کار انگلیسی این اثر خوش شانس تر بود والبته به حق اسکار بهترین کارگردانی رو در اون سال به خودش اختصاص داد.از این کارگردان باید کوهستان سرد به سال ۲۰۰۳ یا آقای رایپلی با استعداد رو در سال ۱۹۹۹ به یاد داشته باشید که هر دوی این فیلمها کارهای خوش ساخت و خوبی بود و از تی وی خودمون هم پخش شد...... .

قهرمان داستان حالا بسیار بیماره و در حالی که انتظار مرگ رو میکشه داره خاطرات سالهای پیش رو که خیلی هم دور نیست مرور میکنه.بیمار انگلیسی داستان عشق ممنوعی است که  بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ اتفاق میفته عشقی عجیب در جایی عجیب و زمانی نادرست .همه چیز این وسط یه جورایی درست نیست.... و همه این اشتباهات در آخر حتی با تصور نادرست در مورد ملیت ۱ انگلیسی اونم فقط به خاطر نام فامیلش کامل میشه...... .

بازیها انقدر در این فیلم قوی هست که هر ۳ بازیگر اصلی فیلم کاندید دریافت جایزه اسکار بشن و این وسط ژولیت بینوش اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل رو از آن خودش کنه ..... .

فیلم با اون موسیقی زیبای گابریل یارد که اسکار گرفت به شدت بینندرو تحت تاثیر قرار میده .من ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه جلوی تلوزیون میخکوب بودم و اصلاً متوجه نشده بودم که توی سکانس آخر بازی رالف فاینس با گریه اون اشک ریختم........ .

فیلم بر اساس رمانی به همین نام که توسط Michael Ondaatje نوشته شده ساخته شد .بعضی از منتقدین معتقد بودن داستان کسل کننده ای است..........ولی من هیچوقت دلیل این حرف رو نفهمیدم!




لینک ثابت نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت11:29 توسط ..:: شرقیترین ستاره ::..