چند روز پیش یکی از دوستان عزیز از من خواست اگه فیلم سلینا رو دیدم اینجا در بارش بنویسم که منم با اینکه این فیلم رو ۶ یا ۷ سال پیش دیدم ولی چون از فیلمای دوست داشتنی زندگیم بود و خوب به خاطر دارم با کمال میل این کارو انجام میدم....................
این فیلم داستان زندگی واقعی Selena Quintanilla Perez خواننده محبوب اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ (دو رگه مکزیکی - آمریکایی) که در سن ۲۳ سالگی درست قبل از مرگش تقریباْ به تمام چیزهایی که از کودکی آرزوشون رو داشت رسیده بود...................
سلینا در سال ۱۹۷۱ در تگزاز به دنیا اومد و در خانواده ای بزرگ شد که بوسیله پدری عاشق موسیقی مدیریت میشد.استعداد فوق العاده اون در خوانندگی و اجرا توسط پدرش کشف شد و اینطوری اون به همراه خواهر و برادرش و مدریت پدر و حمایتهای مادر گروهی رو تشکیل دادن که در سالهای بعد نتنها دل هموطنانش رو بدست آورد بلکه آوازه محبوبیتش در اون سالها به کل قاره هم رسید............... تو همون سالهای جوونی تونست غیر از خوانندگی به طراحی لباس هم بپردازه که این کار یکی دیگه از آرزوهای کودکیش بود.....................
ولی زندگی کوتاهش با یک دشمنی ناخواسته در سال ۱۹۹۵ با شلیک گلوله ای به سمتش به پایان رسید و دوستارانش رو در حسرت شنیدن آثار بیشتری ازش بر جا گذاشت ................
سلینا در سال ۱۹۹۷ به کارگردانی Gregory Nava ساخته شد با فیلم نامه ای که بسیار زیاد به زندگی نامه ستارش وفادار بود انقدر که جنیفر لوپز بازیگر نقش سلینا قبل از بازی در این فیلم چند ماهی کنار خانواده سلینا زندگی کرد و به حق هم در این نقش یک شاهکار بود .....................
بعد از دیدن فیلم بود که جنیفر لوپز برای من بسیار محبوب شد یک خواننده -هنرپیشه معرکه که زندگینامش نشون میده اون هم با زحمت زیاد به جایگاهی که داره رسیده و نمونه انسانیه که هیچوقت دست از آرزوهاش در زندگی بر نداشته ............. شاید از این نظر زیاد هم زندگیش از زندگی سلینای واقعی دور نباشه و این نشون دهنده انتخاب بینظیرش برای ایفای این نقشه............... .
فیلم حدود ۲ ساعت و ۵ دقیقه بود که ۵ دقیقه آخرش سوپرایزی برای هواداران سلینای محبوب بود که گوشه هایی از کنسرتهاش همراه صحنه هایی از مراسم سوگواری براش رو نشون داد.
موسیقی اسپانیایی و مکزیکی با اجرای جنیفر لوپز زیباترین سکانسهای فیلم رو میسازه ............. .
موسیقی و رقص جزء چیزهایی که روح انسان رو به وجد میاره و خیلی دوست دارم که گاه گاهی تو این وبلاگ بهش بپردازم....................... .

و مسلماْ دیدن عکس واقعی سلینا همراه مختصری از بیوگرافیش خالی از لطف نیست .

نقله که میگن وقتی خداوند عالم جسم انسان رو آفرید جسم مدتها از داشتن روح ملکوتی محروم موند چون روح کراهت داشت که وارد اون بشه.این بود که گروهی از ملائک داخل جسم آدم قرار گرفتند و مشغول نواختن موسیقی شدند.....روح با شنیدن اون به هیجان آمد مجذوب شد و به جسم درآمد.......
Giuseppe Tornatore رو با فیلم نامه نویسی و کارگردانی فیلمهای بسیار معروفی از جمله Cinema Paradiso و Malena به خوبی میشناسین کارگردان ۵۱ ساله ایتالیایی که بارها کاندید و برنده جوایز متعدد از آکادمی های بین المللی شده در سال ۱۹۹۹ افسانه ۱۹۰۰ رو نوشت و کارگردانی کرد ......
فیلمی که بر پایه موسیقی ساخته شده و داستان مردی رو روایت میکنه که در ابتدای سال ۱۹۰۰ در یک کشتی مسافری به دنیا میاد و در سالن رقص کشتی روی یک پیانو رها میشه تا شاید توسط آدمهای ثزوتمندی پیدا بشه که بتونن بهش زندگی مرفهی بدن غافل از اینکه تنها کارگر سیاه پوست موتورخانه کشتی است که به این بچه یتیم اهمیت میده و تصمیم میگیره همونجا توی کشتی ازش نگهداری کنه ...........
۱۹۰۰ نام نابغه ای پیانیسته که تمام عمر خودش رو در کشتی میگذرونه که در اون به دنیا اومده ......
این فیلم با موسیقی خودش اجین شده و لحظه ای در اون وجود نداره که اصوات بدون نوای موسیقی شنیده بشن........... تمام حسها با موسیقی بیان میشه ........ نوازنده احساس درونی آدمهارو به صورت موسیقی و نوای آرامش بخش پیانو بیان میکنه حس اضطراب .شادی.غم.سردرگمی و بالاتر از همه عشق به زیباترین شکل ممکن با موسیقی بیان میشه ...............
هنرپیشه اصلی فیلم Tim Roth بود که فیلمهای زیادی ازش دیدم ولی بازیشو تو این فیلم از همه بیشتر دوست دارم علاوه بر اینکه در سال ۱۹۹۶ برای فیلم Rob Roy کاندید اسکار شد ...........
و Pruitt Taylor Vince که بازی تاثیر گذارش تو این فیلم به نظر من مورد بی مهری قرار گرفت که حتی یک نامزدی رو براش نداشت ............!
و آهنگ ساز این کار Ennio Morricone بود ۵ بار نامزد اسکار بهتربن موسیقی شده ........
به هر حال دیدن فیلمی که با موسیقی شروع میشه درباره موسیقی میگه و با اون به انتها میرسه برای من هیچوقت خالی از لطف نبوده هرچند که خیلی از دوستانی که نمیتون با موسیقی این فیلم ارتباط برقرار کنن ممکن است از مدت زمان ۱۶۰ دقیقه ای فیلم خسته بشن و احساس کسالت کنن.........
از این فیلم لذت بردم و دیدنش رو به دوستانی پیشنهاد میکنم که قبول دارن موسیقی مثل هر مخلوق دیگه ای دارای ویژگیها و اثرات خاص خودشه که بسیاری از اون هنوز ناشناخته مونده ............
"موسیقی با روح ارتباط داره و روح با خدا"

دوست دارم نوشتن در مورد این فیلم رو تقدیدم کنم به دوستی که بهم گفت پیانو میزنه و بهش گفتم که بهش نمیاد!
چند روزه مطلبی به شدت ذهن منو به خودش مشغول کرده.........
وبلاگ نویسی کار غریبیه!نتنها آدم رو به خوندن کامنتهای دیگران معتاد میکنه بلکه تا اونجایی که من متوجه شدم سمت و سوی عقاید آدم رو هم عوض میکنه و به سمت چیزهایی میبره که شاید تا حدودی باب طبع بقیه باشه.......!
البته منظور من به نوع فیلمهایی برمیگرده که میبینم و دوست دارم..........مثلاْ با احترام به نظر خیلی از دوستان متخصص در این زمینه وقتی که فلان فیلم برای من کم سواد حرفی برای گفتن نداره حتی اگه از نظر خیلیها کارگردانش فلان آدمی باشه که سبک فیلم سازیرو در زمان خودش عوض کرده ........سعی میکنم فیلمی رو ببینم که روی من تاثیری عمیق بزاره و به فکر وادارم کنه .........که من و خواسته هام تنها درد این دنیا نیست ...........هستند کسانی که از حداقلهای زندگی بی بهره اند ...........
Beyond Borders شاید از دید خیلی ها فیلم ساده ای بود ولی برای من یک دنیا حرف داشت ...........
بعد از دیدنش تا مدتی به این فکر میکردم که در قرن ۲۱ توی چه دنیایی داریم زندگی میکنیم؟هرچند فیلم در سال ۲۰۰۳ ساخته شده و داستان اون داره به ۱۹۸۴ اشاره میکنه ولی واقعیت اینه که نتنها دنیای مدرن ما نسبت به ۲۰ سال پیش بهبود پیدا نکرده بلکه به عقیده من از نظر عاطفی پسرفت هم کرده!!!
آدم همیشه هرجا که باشه علاقه مندیاشو دنبال میکنه و برای همین من از خیلی کارهایی که سازمانهایی مثل حقوق بشر و سازمان ملل و ...... در دنیا انجام میدن اطلاع دارم ولی وقتی آدم آمارهارو دنبال میکنه احساس میکنه به هیچ عنوان اینها کافی نیست ..............
آنسوی مرزها داستان ۲ عشق رو روایت میکنه که بااینکه متفاوت از هم هستند ولی باهم تضادی ندارند............ هرچند نوعشون محدودشون میکنه ولی زیباییشون هم در همینه..........عشق به اعتقاد و عشق به هم نوع ............میگن عشق واقعی عشقیه که به خاطر دیگری از زندگی شیرین خودت بگذری کاری که چند تا از نقشهای اصلی این فیلم انجام میدن از جان گذشتن برای کمک به همنوع.........
کارگردان این فیلم Martin Campbell نیوزیلندی بود که فیلمهای
The Mask of Zorro ** The Legend of Zorro ** Vertical Limit **Goldeneye ** Casino Royale رو حتماْ ازش به یاد دارین...........
و هنرپیشه ها Angelina Jolie هنرپیشه محبوب من و Clive Owen با بازی حقیقتاْ خوب و تاثیر گذارش و Noah Emmerich در نقش الیوت و Teri Polo دوست داشتنی در نقش شارلوت همگی بازیهای خوب و قابل قبولی ارائه دادن تا این فیلم شاید تاثیری رو که باید روی آدمهایی که کمی درد نوع دوستی درشون هست بزاره و به فکر وادارشون کنه...................

من نمیدونم با چه زبونی از نیما تشکر کنم که یادآوری کرد بازی آنجلینا جولی در این فیلم کاندید جایزه تمشک سال ۲۰۰۳ شده !!!!!!!(که البته جنیفر لوپز از خود گذشتگی کرده و این جایزه را برای بازی تو گیگلی گرفته تا جولی بیشتر از این نامید نشه.)با همه این حرفها من بازیشو تو این فیلم دوست دارم..............
کمتر کسی رو میشناسم که نمایشنامه های شکسپیر و نشناسه و یا حتی از اونا خوشش نیو مده باشه و این به خاطر اینه که نمایشنامه های شکسپیر فقید سرشار از حس زندگی و انسانها و خصوصیات اونهاست . از عشق ها ُ نفرت ها ُ کینه ها ُ قضاوت ها و حسادتها ُ دروغ ها و بر ملا شدن اونها و عاقبتشون . ... این بار هم با یکی از همین داستانها رو برو هستیم که به طرز معجزه آسایی تمام این جریانات رو در کنار هم جمع کرده و چه بسا اثر گذار تر از همیشه .
فیلم نامه بر اساس نمایشنامه هیاهوی بسیار برای هیچ توسط كارگردان Kenneth Branagh نوشته شده و انصافاْ از عهده اون خوب براومده . كنت برانا به همراه جمعي از هنرپيشگان بسيار خوب و حرفه اي انگليسي و امريكايي در اين فيلم به ايفاي نقش پرداخته و بازي فوقالعاده هر كدوم از اونها از اصلي ترين نقش گرفته تا به ظاهر بي اهميت ترينشون نشانه تجربه و درست بودن كار كارگردانه كه فيلم هاي بسيار زيادي از جمله هملت (بازي و كارگرداني ) هري پاتر ( بازي ) - Dead again (بازي و كارگرداني ) و ... ازش ديديم . هنر پيشه هاي فيلم از جمله (Emma Thompson ( Beatrice - و Denzel Washington در نقش Don Pedro و Kenneth Branagh در نقش Benedict - و Robert sean Leonard در نقش Claudio همچنين keanu Reeves در نقش فوق العاده ملموس و اثر گذار Don John .
اما نكته ديگه كه دوست دارم به اون اشاره كنم نقشي كه در بيشتر كارهاي شكسپير شاهد حضور پر رنگ اون هستيم . عاقل به ظاهر ديوانه نمايي كه نقش خطير و جالب بر ملاكردن دروغ ها و روشن ساخت حقيقت رو بر عهده داره كه واقعاْ نقطه اي قابل تامل است . Micheal Keaton كه اين بار هم مانند هميشه از عهده نقشش بطور كامل براومده نقش كليدي رو بر عهده داره كه به قدري ظريف و به جا ايفا شده كه نقش رو باورپذير ساخته . به اون قسمت توجه كنيد كه در دادگاهي ظاهري به محكوم كردن دو دستگير شده خاطي ميپردازه و اون جملات هوشمندانه رو ادا ميكنه تا باعث برملاشدن خطاي اون دو نفر ميشه .
در خصوص بازيگران فقط ميخوام به چهره و طرز بازي كيانو ريوز بپردازم كه هر چند در مقايسه با ديگر بازيگران از تقشي كوتاه برخورداره اما اثر خودشو كاملا حفظ كرده . از همون سكانس ابتدايي فيلم سوار بر اسب تا صحنه معرفي و ... هرگز در چهره اش اثري از عشق ، محبت و حتي نشونه اي از لبخند نميبينيد و اين همان چيزي است كه درچهره انساني كه سرشار از كينه و نفرت و حسادت است ميشه پيدا كرد و كيانو ريوز تا آخرين سكانس به خوبي اين حس رو خصوصاْ در چشمهاش به بيننده منتقل مي كنه در مقايسه با چهره برادرش Don Pedro كه هر لحظه نشاط و محبت و عشق به اطرافيان رو در نگاهش داره .
در پايان قصه ظريف عشق كه با حاشيه اي از كينه و حسادت آميخته ميشه و روابط بين انسانها در اين فيلم بي نهايت عالي و خلاقانه بيان شده و تك تك نقش ها از جايگاه ويژه اي برخوردارند كه براي پرداختن بهشون وقت زيادي نيازه. اميدوارم شما هم با ديدن اين فيلم از اون لذت ببريد .
و جمله اي از فيلم كه با حال و هواي اون بسيار سازگاره :
There is a double meaning in it . isn't it?

معمولاْ عادت ندارم در مورد فیلمی که چندتا از دوستان عزیز در وبلاگهای سینمایی خودشون در موردش نوشته بودن مطلب بنویسم!!!ولی سرچشمه فیلمی نبود که بتونم ازش بگذرم...........
چند روز پیش دیدمش و برای من یک شاهکار بود.هم یک شاهکار در سناریو و هم یک شاهکار در کارگردانی و بازیگری ساخته شده در سال ۲۰۰۶ میلادی.........
سرچشمه سه داستان رو به صورت موازی روایت میکنه فیلم نامه ای درام و علمی تخیلی که بسیار زیبا و پر محتوا تکه های سه پازل کنار هم چیده رو برای شما به صورت یک تصویر واحد و زیبا نمایش میده.........
تعریف کردن داستان لذت دیدن اون رو از بین میبره ولی حیفم میاد اشاره ای نکنم...........
داستانها در ۳ زمان متفاوت ولی در عرض هم اتفاق میفته......... (عشق.وفاداری و زندگی جاوید) در گذشته .حال و آینده به زیباترین شکل ممکن نوشته و پرداخته شده.........
نقش قهرمان مرد داستان رو Hugh Jackman بازی میکنه بازیگر ۳۹ ساله انگلیسی که اگه فیلمهای زیادی ازش دیده باشین کاملاْ تفاوت بازیهای اخریش رو با بازیهای قبلیش متوجه میشین.....
بازیش در این فیلم بسیار پخته تر از کارهای قبلش بود چند سکانس فوقالعاده داشت که اصلاْ نمیشه به راحتی ازش گذشت....... به سکانسی که اسفنج رو زیر دوش آب جوش گرم میکنه دقت کنید.......
و Rachel Weisz بازیگر ۳۶ ساله انگلیسی که باید خیلی بی انصاف بود که از بازی بی نقصش در این فیلم ایراد گرفت.............
و اما مهره اصلی یعنی Darren Aronofsky فیلم نامه نویس و کارگردان جوان با استعداد ۳۸ ساله که همسر Rachel Weisz هم هست و من امیدوارم در آینده بتونه جوایز زیادی رو دریافت کنه جزییات لطیف و ظریفی رو در فیلم نامه خودش گنجونده که دیدنش بسیار لذت بخش بود.........
و این لطافت رو موسیقی بسیار زیبای فیلم کامل میکنه و شمارو همراهی میکنه تا لذت دیدنشو تکمیل کنه.....

بعد از دیدن فیلم احساسم این بود که کسی میتونه ظرافت فیلم نامه رو حس کنه که درد از دست دادن و مرگ یک عزیز رو چشیده باشه..........نمیدونم نظر شما در این مورد چیه؟!؟!؟!
Jean-Pierre Jeunet نویسنده و کارگردان فرانسوی بعد از ۴ تجربه کارگردانی در سال ۲۰۰۱ میلادی برای فیلمنامه آملی نامزد دریافت جایزه اسکار شد.این فیلم در آکادمی های بسیاری در رشته های مخنلف ۳۴ جایزه و ۱۸ بار نامزدی رو برای دست اندر کارانش به ارمغان آورد ..................
من از این کارگردان علاوه بر این فیلم A Very Long Engagement رو هم دیدم که بسیار لذت بردم.
بازی هنرپیشه ها مخصوصاْ Audrey Tautou (که حتماْ بازی خوبش در کنار تام هنکس رو در داوینچی کد به یاد دارین) بسیار زیبا و تاثیر گذار بود. هنرپیشه ۲۹ ساله فرانسوی که هم بازیشو هم خودشو خیلی دوست دارم .قطعاْ به اندازه کافی بازیش دلخواه کارگردان هم بوده که در سال ۲۰۰۴(نامزدی طولانی) رو دوباره در کنار هم کار کردن. ۱ ظرافت و شیطنت عجیبی تو رفتار و نگاهشه که من باهاش حال میکنم.
آملی داستان دختر متفاوتی رو روایت میکنه ............. علاقه مندیاش که توسط راوی در ابتدای فیلم بیان میشه این رو به شما نشون میده................. اون در زندگیش هدفی رو انتخاب میکنه و همین هدف بعد از اتمام فیلم شما رو به فکر وادار میکنه.............. کمک کردن به مردم در جهت شناخت بیشتر توانایی های خودشون هدفیه که به زندگی آدم جهت میده و خوشحال و راضی کنندست.(داستان فیلم خیلی جزئی تر از این حرفهاست)
دنبال کردن ۲ ساعت فیلم بدونه اینکه کوچکترین کسالت و خستگی در شما ایجاد کنه و تازه بعد از اتمام هم کلی انرژی خوب به شما بده موضوعی بود که باعث شد امروز اینجا از آملی یا به قول نیما همونطور که روی پوستر فیلم میبینید" سرنوشت شگفت انگیز آملی پولاین" بنویسم..........
فیلم روان و شیوایی که شما رو با خودش همراه میکنه. لذت دیدن جزییات ساده ای از زندگیرو به شما میده که بیان کننده یک ذهن سالم و پویا و در عین حال معصومه .......................
امیدوارم ببینید و لذتشو ببرین ..............
![]()