تبليغاتX
شرقی ترین ستاره
به آسمان تك ستاره ها خوش آمديد....

این داستان فتوحات قهرمانانه نیست...

این داستان واقعی دو زندگیه که در ۱۹۵۲ برای مدتی با هم همراه شدند (Alberto Granado یک بیوشیمیست و Ernesto Guevara Dela serna El fuser یک دانشجوی سال آخر پزشکی با تخصص دردرمان جزام) با امیال مشترک و رویاهای یکسان....

خاطرات موتورسیکلت با این جملات شروع شد .....

داستان ۲ پسر جوون که سفری ۸۰۰۰ کیلومتری رو در آمریکای لاتین با هدف جستجوی قاره ای که فقط از طریق کتابها شناختنش آغاز میکنند و در آخر فیلم با این جملات از زبان چه گوارا تموم میشه :گردش در اطراف امریکای خودمون من رو بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم تغییر داد .من دیگه خودم نیستم!حداقل اون من قبلی نیستم!!!

منم بعد از دیدن این فیلم حداقل برای مدتی دیگه خودم نبودم ....!

فیلم بسیار زیبا و خوش ساخت با کارگردانی Walter Salles برزیلی در سال ۲۰۰۴ اسکار بهترین موسیقی رو از آن خودش کرد .بازیها زیبا و به یاد موندنیه. Gael Garcia Bernal در نقش (چه گوارا) سکانسهای تاثیر گذار زیادی داشت که خیلی بهتر از ۴ فیلم دیگه ای بود که تا حالا ازش دیده بودم .سکانس کوتاهش در فیلم بابل رو به یاد دارین؟ Rodrigo Delaserna هم که ظاهراْ ۲ تا فیلم بیشتر بازی نکرده ولی بدون اغراق خیلی خوب این نقشو در آورده ...

 بازیگرا انقدر خوب بازی میکنند که شما رو ناخودآگاه توی این سفر دنبال خودشون بکشند و بعد از اتمام فیلم تاثیری رو که (باید) روی شما بزارن.زبان اورجینال این فیلم اسپانیولیه که من این لهجه رو میپرستم. چون خیلی به ایتالیایی نزدیکه ۱ چیزایی ازش فهمیدم که البته زیر نویس انگلیسی نجات بخش بود!

دیدن فیلم رو از دست ندین.تماشای مناظر زیبا و کشورهای کوچیک و بزرگ امریکای لاتین (پرو.شیلی.کلمبیا.ونزوئلا و...) در کنار موسیقی زیبای فیلم خیلی دیدنی و لذت بخش بود.....

ولی برای من جذابیت همیشه ۲ چندانه وقتی میدونم داستان واقعیه.من از چه گورا چیزایی زیادی شنیدم ولی دیدن این قسمت از زندگیش دیدگاه تازه ای نسبت به اون برام ایجاد کرد.

 شاید دیدن تفاوت در سطح طبقاتی و فقر و نبود حتی کارمناسب در زندگی مردم در امریکای جنوبی و سفر به شهرهای مختلف کشورش بود که راه زندگیش و هدفش رو برای بوجود آوردن انقلابی در کوبا تغییر داد.

۱ چیزو باید گفت و اونم اینکه کسانی که به فکر بوجود آوردن دنیای جدید هستن و برای اون از زندگیشون مایه میزارن ممکنه هرگز تصور این رو نکنند که چیزی رو که پایه ریزی میکنند بوسیله دیگرانی که میخوان ادامه دهنده باشن کلاْ به یک شکل دیگه در میاد و روزی میرسه که مردم یک کشور به خودشون و اونا لعنت میفرستن و میگن ما چی فکر میکردیم و چی شد......(اگه The lost city اندی گارسیارو ندیدین روی اسمش کنار وبلاگ کلیک کنید تا باعث بشه پیداش کنید و ببینیدش و متوجه بشید دارم در مورد چی صحبت میکنم!!!!)




لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت14:43 توسط ..:: شرقیترین ستاره ::..