دست سرنوشت رو چقدر در زندگیتون لمس کردید ؟ حتماْ پیش اومده که گاهی بخواهیم با تمام توان از چیزی که به نوعی با سرنوشتمون گره خورده فرار کنیم اما دست سرنوشت یقه آدمو میگیره و برمیگردونه به مسیر اصلی و از قبل تعیین شده خودش ! اولش به نظر میرسه که مسیر انتخابی سرنوشت ایده آل نیست و هدف بهتری رو از دید خودمون انتخاب میکنیم اما تقدیر یا همون سرنوشت نشان خواهد داد که سخت در اشتباهیم !مسخره است نه ؟!
فیلم The Cider House Rules نكات بسيار زياد و جالبي براي مخاطب دارد به شرطي كه سرنخهاي ضمني و اجمالي اونو بگيريم . قابل توجه دوستاني كه به مسايل حاشيه اي فيلم ها علاقمند هستند بايد متذكر بشوم كه فيلم از هيچگونه ساختار خاص يا اسپشيال افكت و سكانس ويژه اي برخوردار نيست و يا حتي از اشاره به مسايل ماورايي ، البته با اشاره به اينكه خود زندگي يك موضوع جدايی از مسايل ماورايي نيست و به قولي زندگي تك تك ما پر است از مسايلي كه بيشتر به معجزه شباهت دارند ،چرا كه قادر به توضيح چگونگي آنها نيستيم، مثل همين دست سرنوشت ...
اما در متن داستان روان و ساده فيلم( درست مثل خود زندگي ) است كه ميشه رعايت جزييات مهم و اساسي و نكات قابل توجه رو درك كرد و شايد به همين علت باشه كه نويسنده فيلمنامه John Irving - كه رماني به همين نام دارد ، اسكار بهترين فيلمنامه سال ۲۰۰۰ را براي اين فيلم از آن خود ميكند . كارگردان سوئدي و ۶۱ ساله این فیلم Lasse Hallström براي اين فيلم و فيلم My life as a dog -۱۹۸۷ كانديد دريافت اسكار شد و البته هنرپيشه گان بسيار خوب فيلم Michael caine - دکتر لارچ- برنده اسکار نقش دوم مرد ، Tobey maguire- هومر ولز ـ و charlize thron - کندی کندل- .... و همچنین فیلم کاندید ۷ جایزه اسکار بود که همانطور که گفتم ۲ تا از آنها را از آن خود کرد.
داستان فیلم از نظر نگارنده به دو محور اصلی توجه دارد:
۱- چهارچوب ها و هنجارها یا به عبارتی قوانین (از هر نوع قابل تصورش - نوشته یا نا نوشته.) ۲- انتخاب کردن و انتخاب شدن .... هر چند مسایل به ظاهر کم اهمیت تر هستند که به این دو موضوع جلوه میدهند اما به صورت فهرست وار و اجمالی در پایان به آنها نیز اشاره خواهم کرد .
در مورد نخست که به نوعی نام فیلم هم اشاره به آن است از قوانین نوشته شده صحبت میکند . خواه در کتاب قانون و یا حتی بر روی تکه کاغذی قدیمی که حتی نویسنده مشخصی ندارند . اما نکته ای که هر دو را در بر میگیرد اینست که قانون گذار یا طراح آنها در جایی یا شرایطی به دور از شرایط عمل است.
هومر ولز که در پرورشگاهی به اصطلاح دور افتاده به دنیا آمده است و زیر نظر دکتر سرپرست و مسئول پرورشگاه دکتر لارچ پرورش و تربیت یافته است از ادامه حرفه دکتر سربازمیزند چرا که قسمتی از آن را ( سقط جنین ) غیر قانونی میداند اما ....
بر روی تکه کاغذ نصب شده بر دیوار خوابگاه کارگران فصلی سیب چینی، از آنها خواسته شده است که در هنگام دراز کشیدن بر روی تخت سیگار نکشند .اما چه کسی می تواند لذت سیگار کشیدن بر روی تخت را بعد از یکروز کاری سخت درک کند غیر از خود آنها ؟؟؟ بله قبول دارم که این مطلبی است بسیار پیچیده و متضمن ساعتها به چالش کشیدن ستون های استوار تمدن بشری اما ....
محور دوم هومر جوان، برای فرار از زندگی یکنواخت و پر از مسئولیت پرورشگاه تصمیم میگیرد که آنرا ترک کند و به نوعی خود به انتخاب سرنوشت خود دست بزند، غافل از اینکه هومر خود منتخب است و تنها زندگی با نام مستعار سرنوشت است که میتواند این را به او ثابت کند. بدین ترتیب آیا راه گریزی غیر از نشستن و دیدن ( منتظر شدن )هست ؟
موارد قابل تامل :۱ـ زندگی یکنواخت هومر ( درست مثل پرورشگاه ) در مزرعه سیب چینی که تنها با حضور یک عشق است که بهترین زندگی نام میگیرد .۲ـ در پرورشگاه هر عضوی که به هر شکلی آنجا را ترک میکرد ( حتی مرگ )برایش خوشحال بودند چرا که همگی متفق القول پرورشگاه را محلی موقت میدیدند.۳ـ اشاره به سینما و اینکه انسانها با دیدن مطلوب خود در آن به گونه ای به آرامشی که به دنبالش بودند میرسیدند ( اشاره به "فازی" کوچک که فکر میکرد کینک گونگ چون فکر میکند آن دختر مادر اوست ،او را دزدیده است ).۴ـ جعل مدارک پزشکی از جانب دکتر لارچ برای هومر چرا که فکر میکرد تجربه عملی ارزشمند تر از تحصیلات آکادمیک است. ۵ـ استفاده دکتر از اتر برای فرار از واقعیت و پناه بردن به رویا در خلسه های ثانیه ای . ۶ـ انتخاب اسامی شخصیت ها . مثلاً هومر که انتظار کاری همطراز با اسمش از او میرود.۷ـ رقابت تمامی بچه ها برای بدست آوردن خانواده ( لبخند های دوست داشتنی در اتاق غذا خوری ) و چندین و چند مورد جزئی و کلی دیگر .
به قول هومر و کندی : Let's sit and see
